داستان زندگي يك گوزو
جوزف پيوجال (Joseph Pujol) در مارسيل فرانسه بدنيا آمد . او يكي از پنج فرزند فرانسيس و رز پيوجال بود . يك روز كه جوزف در حال شنا بود اتفاق عجيبي براي او افتاد . او سرش را زير آب فرو برد و نفسش را نگه داشت ، پس از مدتي نفوذ مايعي خنك را در مقعدش احساس كرد . ژوزف از ترس پا به فرار گذاشت و با تعجب فراوان متوجه شد كه در حال دويدن آب از مقعدش بيرون ميپاشد . پس از مراجعه به بيمارستان ، دكتر به او اطمينان داد كه دليلي براي نگراني وجود ندارد .ادامه مطلب را بخوانید ...
در دوران سربازي جوزف موضوع توانايي منحصر به فردش را با دوستانش در ميان گذاشت و براي سرگرم كردن آنها اين نمايش را اجرا ميكرد : از درون يك تشت ، آب را بوسيله مقعدش ميمكيد و آن را چند متر دورتر پرتاب ميكرد . انجام اين نمايشها باعث شد دوستانش به او لقب "Le Pétomane" (گوزو) بدهند پس از ترك ارتش جوزف در شهر مارسيل به حرفه نانوايي روي آورد ، شهرت نانواييش بخاطر پخت پيراشكي هاي خوشمزه در جنوب فرانسه پيچيده بود . در همين زمان او براي سرگرم كردن مشتري ها ، صداي سازهاي مختلف را تقليد ميكرد (البته خواننده محترم شما الان بهتر از من ميتونيد حدس بزنيد با كدام قسمت بدنش اين كار رو انجام ميداد ) .

پس از مدتي ژوزف تصميم گرفت كه استعداد خارق العاده اش را بر روي صحنه نمايش امتحان كند . او اولين نمايش خود را در سال 1887 در مارسيل انجام داد و پس از استقبال گسترده مردم از نمايش ، وي نمايش را به پاريس برد و در كاباره مولن روژ (Moulin Rouge) در سال 1892 اجرا كرد . بعضي از نمايشهاي او از اين قرار بود : نواختن فلوتي كه به ماتحتش فرو رفته بود ! ، تقليد صداي توپ و رعد و برق بوسيله گو.. ، او همچنين قادر به خاموش كردن شعله شمع از چندين متر دورتر نيز بود . در ميان تماشاگراني كه از نمايشهاي او لذت ميبرند افراد سرشناسي چون : ادوارد وليعهد ولز ، ليوپولد دوم پادشاه بلژيك و همچنين روانشناس و فيلسوف برجسته زيگموند فرويد نيز حضور داشتند . در سال 1894 مدير كاباره مولن روژ بخاطر نمايش في البداهه او كه منجر به جمع آوري كمك براي يكي از دوستانش (كه در وضعيت مالي بدي بود) شد ، وي را سه هزار فرنك جريمه كرد(البته او براي هر نمايش بيست هزار فرانك دستمزد دريافت ميكرد) و در نهايت اين اتفاق منجر به اخراج جوزف از كاباره مولن روژ شد .
پس از آن ژوزف نمايشهايش را بصورت دوره گرد و با نام "Theatre Pompadour" اجرا ميكرد . او همچنين تصميم گرفت كه از آن به بعد نمايشهاي مودبانه تري را اجرا كند . يكي از كارهاي جالب وي اجراي آهنگي براي همدردي با حادثه ديدگان زلزله 1906 سانفرانسيسكو بود .
با شروع جنگ جهاني اول ، ژوزف نمايش را رها كرد و به نانوايي اش در مارسيل بازگشت . چند سال بعد او يك كارخانه بيسكوئيت سازي در تولون (Toulon) باز كرد . جوزف پيوجال در سال 1945 در سن 88 سالگي درگذشت . دانشگاه سوربون به خانواده اش مبلغ هنگفتي جهت كالبدشكافي پيشنهاد كرد كه اين پيشنهاد از طرف خانواده اش رد شد .