بیش از 50 اس ام اس مختلط

از فرش فروشي مزاحمتون مي شم. اجازه ميدين دلمو فرش زير پاتون كنم تا هيچ جا جز دل من پا نزارين...

عشق یعنی یک تجلی یک ظهور عشق یعنی رفتن از ظلمت به نور

شما به علت داشتن مرام وحمل معرفت محکوم به حبس ابد در قلب من هستید

گویند لبخند بهانه ایست برای زیباتر شدن.......................................تو نیشتو ببند فایده نداره!

عزیزتر از آنی که بگویم دوستت دارم ، محبوب تر از آنی که بگویم می خواهمت ، نمی گویم مال من باش ؛ فقط گاهی به یادم باش

به سه چيز تکيه نکن ، غرور، دروغ و عشق.آدم با غرور مي تازد،با دروغ مي بازد و با عشق مي ميرد

ناپلئون: زندگگگگگگگگگگگگگگی یه نفسه و اون یه نفس واسه یه هم نفسه و اگه به قدر یه نفس با هم نفسی بودی، زندگی رو همون یه نفس بسه.

ادامه را بخوانید...



میدونی بی نمکترین ادم دنیا کیه ؟ تویی اخه عسل که نمک نداره

چشاي پرستو بي اشک ميميره صداي قناري بي تو ميگيره اگه تو نباشي پيشم عزيزم هر چي شاديست توي قلبم ميميره آسمون عشق پوسيده مي شه هواي عشق مه الوده مي شه

آسمون به دریا گفت : این بالا خیلی خوبه ٬ همه جا رو میشه دید ٬ دریا گفت : این پایین از اون بالا هم بهتره ٬ چون فقط تو رو میشه دید ... تقدیم به آسمون قلبم ...

آسمان می بارد گل میمیرد.تو نه گل باش نه آسمان .زمین باش تاآسمان برای تو بگرید و گل برای تو بمیرد

از یه نی نی سوال میکنن عشق یعنی چه ؟میگه یعنی بزالی اونم از پفکت بخوله

به یارو می گند چرا یه لنگ جورابت ابی یه لنگه قرمز میگه والا خودمم نمی دونم یه جفتم خونه دارم همین شکلی

باید آهسته نوشت ، با دل خسته نوشت ، با لب بسته نوشت... گرم و پررنگ نوشت... روی هر سنگ نوشت تا بخوانند همه که اگر عشق نباشد دل نیست

خود را به که بسپارم وقتی که دلم تنگ است پیدا نکنم همدل دلها همه از سنگ است گویا که در این وادی از عشق نشانی نیست گر هست یکی عاشق آلوده به صد رنگ است

اي كه از يار وفا مي طلبي يار كجاست؟ همه يارند ولي يار وفا دار كجاست

گر با گريه دريايي بسازم اگر با خنده رويايي بسازم اگر خنده شود در من فراموش اگر گريه شود با من هم آغوش تو را هرگز نخواهم كرد فراموش

میگن اخر معرفت اون قدر دوره که عمرادم کفاف نمیده که بهش برسه اما یه اسمس فرستادم برای اونیکه اخر جاده معرفت ایستاده.

در میان همگان گشتم و عاشق نشدم / تو چه کردی که تو را دیدم و دیوانه شدم.

خدا حافظ همین حالا،همین حالا که من تنهام خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام خداحافظ کمی غمگین،به یاد اون همه تردید به یاد آسمونی که منو از چشم تو می دید اگه گفتم خداحافظ، نه اینکه رفتنت ساده است نه اینکه می­شه باور کرد دوباره آخر جاده است خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها بدونی بی تو و با تو همینه رسم این دنیا

زندگی دفتری از خاطره هاست یک نفر در دل شب یک نفر در دل خاک یک نفر همدم خوشبختی هاست یک نفر همسفر سختی ها

هر وقت خواستی تو آسمون یه ستاره واسه خودت انتخاب کنی همیشه اون کم رنگه رو انتخاب کن. چون همه به پر رنگه نگاه می کنن اونم به همه نگاه می کنه.

به نام ستاره ی شب تاریکم...یک شب خوب تو اسمون...یک ستاره چشمک زنون...خندیدو گفت کنارتم تا اخرش تاپای جون...ستاره ی قشنگی بود.اروم و نازو مهربون...ستاره شد عشق منو منم شدم عاشق اون...اما زیادطول نکشید عشق منو ستاره جون...ماهه اومدستاره رو دزدیدو برد نامهربون... ستاره رفت با رفتنش منم شدم بی هم زبون... حالا شبا به یاد اون چشم میدوزم به اسمون

پس از مرگم بیا ای نو بهارم بیا با جمع خوبان بر مزارم کمر خم کن ببوس سنگ مزارم که من در زیر خاک چشم انتظارم

بر خاک بخواب نازنین تختی نیست.اواره شدن حکایت سختی نیست.از پاکی اشکهای خود فهمیدم .لبخند راز خوشبختی نیست

خداوند به فرشتگان عقل داد، بدون شهوت.حيوانات را شهوت داد، بدون عقل و انسان را شهوت داد با عقل ؛ هر انساني که عقلش به شهوتش غلبه کند از فرشتگان بهتر است و هر انساني که شهوتش بر عقلش غلبه کند بدتر از حيوان است

وزگاری مردم د نیا دلشان درد نداشت هر کسی غصه اینکه چه می کرد نداشت چشمه سادگی از لطف زمین می جوشید خودمانیم زمین این همه نامرد نداشت.

بچه که بودم فقط بلد بودم تا 10 بشمارم. نهايت هر چيزي همين 10 تا بود. از بابا بستني که مي خواستم 10 تا مي خواستم. مامانمو 10 تا دوست داشتم و خلاصه ته دنيا همين 10 تا بود و اين 10 تا خيلي قشنگ بود. ولي حالا نمي دونم ته دنيا چقدره ؟ نهايت دوست داشتن چندتاست؟ انگار خيلي هم حريصتر شدم ! 10تا بستني هم کفافمو نمی ده !!! اما می خوام بگم دوست دارم .... می دونی چقدر؟ اندازه ی همون 10 تای بچگی

اگه کسی گفت برات می میره، بدون دروغ میگه!!! حقیقت رو کسی میگه که برای تو زندگی می کنه!

عشق دردی یه که هیچ دکتری نمی تونه توصیفش کنه، اون چیزی یه که به قلب حمله می کنه و رو مغز تاثیر می ذاره

تو رو اون لحظه که ديدم به بهانه‌هام رسيدم از تو تصويري کشيدم که اونو هيچ جا نديدم..

مي‌دوني چرا قلب آدم دو بار پشته سر هم مي‌زنه؟چون يکي واسه زنده موندنه خودش ميزنه يکي هم واسه زنده بودنه اون کسي که دوسش داره.

یک نفر آمد قرارم راگرفت/برگ و بار وشاخسارم را گرفت/چهار فصل من بهاربودحیف/با پاییزی بهارم راگرفت/اعتباری داشتم در پیش عشق/با نگاهی اعتبارم راگرفت/عشق یاچیزی شبیه عشق بود/آمد و داروندارم راگرفت

گفتم : تو شـیرین منی. گفتی : تو فرهـادی مگر؟ گفتم : خرابت می شـوم. گفتی : تو آبـادی مگـر؟ گفتم : ندادی دل به من. گفتی : تو جان دادی مگر؟ گفتم : ز کـویت مـی روم. گفتی :تو آزادی مگـر؟ گفتم : فراموشم مکن. گفتی : تو در یادی مگر؟

به طرف ميگن پسرت ركورد المپيك و شكسته ميگه غلط كرده پدر سوخته من كه پولش و نميدم

این اس ام اس رو واست فرستادم و الان خوشحالم چون میدونم اسمم روی صفحه ی گوشیت افتاد کم کم 1 ثانیه بهم فکر کردی و این 1 ثانیه برای من یه دنیاست.

دل هيچكس نميسوزد بر اين حال غمناكم مگر سوزد همان شمعي كه ميسوزد سر خاكم

اگه یه روز بری و بری و بری ... به خونتون نرسی تازه میفهمی کلاغ تو قصه ها چی میکشه!!!

اگر در خواب مي ديدم غم روز جدايي را ،به دل هرگز نمي دادم خيال اشنايي را

ناپلئون: زندگگگگگگگگگگگگگگی یه نفسه و اون یه نفس واسه یه هم نفسه و اگه به قدر یه نفس با هم نفسی بودی، زندگی رو همون یه نفس بسه.

خيلي سخته اون كه ميگفت واسه چشات ميميره، بره و ديگه سراغي از تو و نگات نگيره، خيلي سخته توي پاييز با غريبي آشنا شي، اما وقتي كه بهار شد يه جوري ازش جدا شي، خيلي سخته كه دلي رو با نگات دزديده باشي، وسط راه اما از عشق يه كمي ترسيده باشي، خيلي سخته بري يك شب واسه چيدن ستاره، ولي تا رسيدي اونجا ببيني روز شد دوباره

به نام خدايي كه دوستي را بي رنگ ، زندگي را با رنگ ،‌عشق را رنگارنگ ، رنگين كمان را هفت رنگ ، شاپرك را صد رنگ ... و من را دلتنگ عشق آفريد ...

ميدوني چرا بين انگشت هاي دست فاصله هست؟ چون هميشه يه دست هست كه اين فاصله رو پر كنه.

کاش عاشق این قدر تنها نبود کاش دل بستن فقط رویا نبود کاش مجنون دست لیلی می گرفت تا که لیلی در پی صحرا نبود کاش فرهاد قطره ای احساس داشت تا که شیرین این چنین رسوا نبود کاش راه عاشقی هموار بود...

جارو برقی با اینکه میدونه زباله راه نفسشو میبنده بازم هرتش میکشه . جارو برقیتیم آشغال

ويرانه نه آنست که جمشيد بنا کرد ويرانه نه آنست که فرهاد فرو ريخت ويرانه دل ماست که با هرنگه تو صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ريخت

ديروز خواب دیدم با يك دسته گل اومده بودی به ديدنم، با يك نگاه مهربون... همون نگاهي كه سالها آرزو شو داشتم و از من دريغ مي كردی، گريه كردی و گفتی دلت برام تنگ شده، ولي من فقط نگات كردم.. وقتي رفتی سنگ قبرم از اشكت خيس شده بود . . . . .



لطفا کمي صبر کنيد...